عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

423

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

ولايت امير ناصر دين اللّه ، حافظ عباد اللّه ، و ظهير خليفة اللّه ، ابو سعيد مسعود بن يمين الدوله امير المؤمنين ، رحمة اللّه عليهما و چون اياز بن ايماق ، و على دايه ( به ) نيشاپور رسيدند ، امير مسعود رحمة اللّه قوى دل گشت ، و بار داد ، و بمظالم نشست و سخن رعيت شنيد ، و انصاف از يك ديگر ايشان بستد ، و چون روزى چند بگذشت ، عهد و لواء امير المؤمنين القادر باللّه بياوردند . و اين عهد و لواء ابو سهل مرسل بن منصور بن افلح گرديزى آورد . [ 1 ] امير مسعود مر مرسل را نيكوى گفت و اميدهاى نيكو كرد . و يك چندى به نيشاپور مقام كرد ، و از آنجا سوى هرات آمد . و چون روزى چند بهرات ببود ، على حاجب پيش امير مسعود آمد . دست او بگرفت ، و او را از راه بپرسيد . و برادر على منكيتراك [ 2 ] پيش از وى آمده بود . و امير مسعود منكيتراك [ 3 ] را حاجبى داده بود و به چشم احترام همى درونگريست ، و چون على حاجب از پيش امير باز گشت ، او را سوى حجره بردند ، و منكيتراك دست به قبضهء شمشير كرد . على حاجب بانگ بر وى زد گفت : خداوند و خداوندزادهء اوست ، هر چه فرمايد فرمان

--> [ ( 1 - ) ] اين شخص از دودمان لويكان غزنه و گرديز بود ( رك : لويكان غزنه تأليف عبد الحى حبيبى طبع كابل 1341 ش ) . [ ( 2 - ) ] هر دو : مندرك ؟ ولى در تاريخ بيهقى و خود اين كتاب بعد ازين نام اين حاجب منكيتراك است . [ ( 3 - ) ] اصل : منكيراك ؟ ب : منكيرات ؟